عبد الحسين نوايى
156
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
دوران و محل اعتماد و اعتبار آن حضرت بود . در هنگام تحويل گرفتن طلاآلات به قدر سه خروار طلا تقلب كرده تصرف نموده بود . غمازان و حاسدان بدانديش آن مقدمه را به عرض اقدس رسانيدند و بعد از تشخيص تصرف نمودن آن مقدار مذكور ، ميرزا محمد را به قتل رسانيد و آن منصب خطير را به عهدهء همان شخص ( لابد همان غازى و حاسد بدانديش ) مقرر فرمود و در هنگام مراجعت در كنارهء رود جيلمند به جهت يكصد مثقال طلا ، آن نيز به قتل رسيد . « 1 » » با اين كرور كرور مال و جواهر ، باز هنگامى كه در عمر كوت بر كياناصر غلبه كرد و كياناصر به اضطرار « يك صد هزار تومان نقد كه در خزاين موجود بود ، تكلف و پا انداز پيشكش سر كار خاصهء شريفه گردانيد » باز نادر « به عهدهء غلامان مقرر گردانيد كه به خدمت كياناصر رفته ، اظهار نمايند كه اين يكصد هزار تومان نعل بهاى عساكر منصوره نمىگردد و هرگاه قدرى ديگر وجه به سر كار ما مهمسازى نمايند عوض آن را از مداخل سند به عمال جديد مقرر خواهم فرمود كه تسليم نمايند » و كياناصر به عرض رسانيد كه « آنچه در خزاين بود ، تسليم كاركنان سركار گرديده » يعنى ديگر كفگير به ته ديگ خورده و چيزى حاضر نيست . اما در همين وقت « چند نفر از خوشامدگويان به سمع همايون رسانيدند كه در ميان ارگ اين قلعه چاهى است عميق و در قعر آن چاه به قدر پانصد هزار تومان اشرفى خالص مخفى داشته » نادر يا به قول محمد كاظم ، بندگان گيتىستان « آن دو نفر را مقرر فرمود كه اين راز را مخفى داشته اولا مقرر داشت كه كياناصر با سه چهار هزار نفر عازم خداآباد و قبل از ورود موكب همايون در تدارك مهماندارى اشتغال ورزد » و خلاصه به اين بهانه او را دست به سر كرد و « داراى دوران به حفر آن چاه مقرر فرمود . پانصد هزار تومان از آن چاه انتزاع داد « 2 » . » ميزان اين غنايم و نفايس كه نادر از هند به ايران كشيد به قدرى زياد بود كه
--> ( 1 ) - محمد كاظم ، عالم آراى نادرى ج 2 ص 46 . ( 2 ) - محمد كاظم ، عالم آراى نادرى ج 2 ص 48 .